أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

379

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

روا كرد و « 1 » مكر ايشان از او جدا كرد . قوله تعالى : « فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ . » « 1 - » و آن چنان بود كى يوسف گفت : بار خدايا نامم در جريدهء پيغامبران « 2 » است و پيراهن من « 3 » دام و مكايد « 4 » شيطانست ، اگر فضل تو نباشد كى مرا ياور شود ؟ نام من از جريدهء پيغامبران « 5 » بدر شود . ملك تعالى در ساعت دعاى او بشنيد و او را به بند عصمت خود بسته گردانيد : « فصرف عنه كيدهن انه هو السميع العليم . » پس ترا به خود رهنمونى كرد گفت : اگر بنالى بكارى كى درمانى به من نال كى من شنواام و اگر چاره‌جويى در كارى كى ندانى چاره « 6 » از من خواه كه « 7 » عليم و داناام . آورده‌اند كى « 8 » على مرتضى را پرسيدند « 9 » كى دانايى او بچه « 10 » حدّ است و شنوايى او تا بچه حدّ است « 11 » ؟ گفت : شنوايى او چنانست كى از چهارصد هزار گونه خلايق آفريده است ار برّى و بحرى و جنّى و انسى و علوى و سفلى و روحانى و جسمانى [ 90 ب ] به آوازهاى مختلف و نغمتهاى « 12 » مختلف « 13 » او را بخوانند ، آوازهاى همه مىشنود و هواجس ضمير ايشان مىداند « 14 » و ايشان را در معادن و اماكن خود مىبيند . پس چون حق تعالى بدين صفت شنوا و دانا و بيناست « 15 » يوسف را بديد كى در كار مبتلا بود و رهين تضرّع و دعا بود . چون حاجت خواست اجابت كرد و كيد زنان از وى كفايت كرد . فان قيل « 16 » هر كس كى دعا كرد اجابت يافت . مؤمن دعا مىكند و اجابت

--> ( 1 ) - + كيد ( 2 ) - پيغمبران ( 3 ) - پيرامنم ( 4 ) - كيد ( 5 ) - پيغمبران ( 6 ) - + آن ( 7 ) - + من ( 8 ) - « آورده‌اند كى » ندارد ( 9 ) - + كرم اللّه وجهه ( 10 ) - تا چه ( 11 ) - تا چند است ( 12 ) - در متن : نعمنهاى ( 13 ) - نعمهاى مختلف و درجتهاى مختلف ( 14 ) - مىداند ( 15 ) - دانا بود و بينا ( 16 ) - و اگر گويند ( 1 - ) سورهء يوسف / 34